سفارش تبلیغ
صبا

سالها از پی هم میگذرد

 

نه 

 

این ماییم که می گذریم

 

وفراموش می کنیم یا فراموش میشویم

 

فراموشت نکرده ام

 

حتی با گذشت زمان

 

یادت هر روز برایم تازه تر میشود

 






تاریخ : جمعه 95/1/20 | 8:55 عصر | نویسنده : خانومی | نظرات ()

 

 

شاعر چشمت شوم یا شاعر خندیدنت

ای فدای لحظه ی در ماه شاید دیدنت

 

چشم تو کندوی صدها عاشق دیوانه وار 

من ولی دیوانه ام ، دیوانه ی نوشیدنت

 

در دو چال گونه ات دنیای من جا می شود

عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت

 

گرچه زیبا تر ز ماهی ، آمدی از آسمان

تا نیفتد چشم نامحرم به شب تابیدنت

 

گل شدی ، آنقدر زیبا تا که یادت می کنم

ترسم ای گل جان بگیرد عقده های چیدنت

 

مثل باران می زنی بر پنجره تا می رسی

سنگ بارانش بکن اینبار با باریدنت

 

خسته ای می دانم اما ساعتی بیدار باش

شاعر چشمت بمانم شاهد خندیدنت...






تاریخ : یکشنبه 94/9/22 | 11:20 صبح | نویسنده : خانومی | نظرات ()

 

مدتهاست

آرزوی آمدنت را دارم

گفتم میایی و یکباردیگر زیرچشم نگاهت میکنم

همه را می بینم اما نگاهم به توست

همه را می شنوم اما گوشم با توست

و چقدر این

دیدن ها و شنیدن ها برایم تکراریست

دوست داشتم بیایی و نگاهت کنم

حال که میدانم

دیگر نمیبینمت

کر و کور خواهم شد






تاریخ : سه شنبه 94/9/10 | 10:18 صبح | نویسنده : خانومی | نظرات ()

عزیزم
عزیزکم
بغل بغل عشق
و دامن دامن سیب برایت دارم
امدی 
دستم لرزید
دامنم رها شد سیبها قل خوردن
برای نشان دادن عشقم
یک سیب هم کافیست
بیا و بگیر یک بغل عشق در یک سیب را

 

..






تاریخ : یکشنبه 94/9/8 | 11:49 صبح | نویسنده : خانومی | نظرات ()

عزیز دلم

چگونه دوریت را تحمل کنم

وقتی

بغض در گلویم

مدام نبودنت را

حکایت می کند

بهانه

 






تاریخ : سه شنبه 94/8/26 | 10:12 صبح | نویسنده : خانومی | نظرات ()

تو مشغوله کاری

کاره من مشغول شدن با خاطراتت

تنهایی

 






تاریخ : سه شنبه 94/8/12 | 3:15 عصر | نویسنده : خانومی | نظرات ()

 

کاش می شد که کنارت باشم

در هوای عاشقانه پاییز

کاش می شد زیر باران

دست در دست هم

و فقط صدای قدمهای من و تو

فقط شرشر باران

شن ریزه های مسیر جاده

لغزش پاهای من

و محکم شدن دستانم در دستان تو

کاش می شد....

اما

حالا من مانده ام

یک چتر

یک جاده

باران






تاریخ : شنبه 94/8/9 | 9:12 عصر | نویسنده : خانومی | نظرات ()

لحظاتی هست که شیرینیش همتا ندارد

حرفهای هست که تکرار نمیشود

آدم هایی که دیگر زاده نمیشوند

نگاههایی که دیگر دیده نمیشود

صداهایی هست که دیگر شنیده نمیشود

عشق های که مثل نخواهد داشت


عشقم


و اینها دیگر تمام شدند

و من ماندم و یک دنیا حسرت

که دیگر تکرار نمیشود







تاریخ : چهارشنبه 94/8/6 | 11:3 صبح | نویسنده : خانومی | نظرات ()
چقدر بی رحم شده دنیا

چقدر بی مهر شده دنیا

چقدر تنگه

چقدر تنگه دلم دنیا





تاریخ : سه شنبه 94/8/5 | 4:19 عصر | نویسنده : خانومی | نظرات ()

خیلی دوستت دارم

خیلی دوستت دارم

خیلی دوستت دارم

باورش سخته برات میدونم

اشعار عاشقانه از رضا ایزدی

 






تاریخ : سه شنبه 94/8/5 | 3:56 عصر | نویسنده : خانومی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.